حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

97

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

معروفست به سرآىء حمولى الآبى - خراب شدند . و ايشان را در شهر مثل آن سراها و كوشكها بودند ، و در آن ساكن مىكشتند . يكى از دو طرف وادى - از جانب شهر « 1 » - سراى و بستان ولد دولت ، و جوسق « 2 » و سراىء سهل بن علىء بن سهل ، و جوسق محمّد بن سهل بود ، در درب و محلّت ولد حمزهء بن اليسع ، و بسيارى از سراها و منظرها « 3 » ازين سراى تا قنطرهء بكجه « 4 » - آنجا كه مسجد جامع است - بودند . و پس از آن جوسق ابن عبدويهء بن عامر ، و سراها و كوشكها و بساتين ، از كوشك عبدويه ، تا آنجا كه حدّ قهيان « 5 » و درب نضر است ، و بر آن طرف كه فرا پيش

--> اليسع از اعيان و اشراف قم بشمار مىرفت ، و از سوى مردم قم به بغداد رفت و به خدمت هارون الرشيد رسيد ، و به همّت او براى نخستين بار قم كوره مستقل گرديد و از كوره اصفهان جدا شد ، و قم را اميرنشين نمود ، و خود نخستين امير قم گرديد ، چنان كه پيشتر درباره او به تفصيل سخن رفت ، و از نوشته تاريخ قم برمىآيد كه در فاصله يك قرن از اين وقايع ، فرزندان و نوادگان او جايگاه اجتماعى خود را از دست دادند ، تا آنجا كه سرا و كوشك نياى خود را به شخصى از اهالى آبه به نام حمولى آبى واگذار كردند ، كه آن سراها به نام او شهرت يافته بود . فسبحان من لا يدوم الّا ملكه . ( 1 ) . مقصود سمت مشرق رودخانه قم است ، كه بخش اعظم شهر كهن قم در آن قرار داشت . ( 2 ) . جوسق معرّب كوشك است كه در لغت به معناى قصر كوچك آمده است . ( 3 ) . منظره ايوانى را گويند كه مشرف به باغ يا رودخانه‌اى بوده باشد . ( 4 ) . در نقطة مقابل بخش كميدان ( كه در سمت غرب رودخانه قم و در زمينهاى كنونى وادى السلام و پيرامون آن بوده ) و در سمت شرق رودخانه قم مسجد جامع كهن قم ( بجز مسجد جامع يا جمعه كنونى قم ) قرار داشته است ، كه در برابر آن پل يا قنطره‌اى بوده كه دو سمت شهر را به هم ارتباط مىداده است ، نام اين پل ، قنطرهء بكجه بوده است . ( 5 ) . ضبط اين نام در « انوار المشعشعين : ج 1 / 121 » ، قهستان آمده است ، اما در تاريخ قم در دو جاى ديگر و هنگام ذكر خراج طسوجهاى ( - نواحى ) قم از اين موضع نام برده است ، و در هر دو مورد قهيان جزئى از طسوج يا ناحيه لنجرود شمرده شده است ، و در هر دو مورد از سياق